Sunday, May 25, 2008

سوم خرداد: روزي به ياد ماندني

سال گذشته در همين روزها بود كه مشكلاتي برايم پيش آمد كه منجر به تعطيلي وبلاگ اصلي‌ام شد و بابت‌ نوشتن در دنياي مجازي تا مرز دادگاه نظامي هم پيش رفتم. درباره‌اش فعلا نمي‌توانم توضيحات بيستري بنويسم تا موقع‌اش كه خيلي نزديك است. من بعد سوم خرداد هر سال به ياد آن روز تلخ خواهم افتاد كه تقريبا تا يك سال بعدش بسيار گرفتارم كرد.

Saturday, May 17, 2008

قهرماني پرسپوليس

نمي‌توانم خوشحالي‌ام را از قهرماني تيم پرسپوليس پنهان كنم. براي من كه از بچگي طرفدار قرمزها هستم، اين برد مقابل سپاهان و قهرماني در ليگ بسيار دلچسب بود. واقعا كه افشين قطبي سرمربي با شخصيت تيم پرسپوليس بسيار به جا و قشنگ گفت كه پرسپوليس در ليگ امسال دو بار قهرمان شد. چون در اوج صدرنشيني و دستيابي به قهرماني در هفته‌هاي قبل، شش امتياز به خاطر عدم پرداخت به موقع پول از جانب مديران باشگاه به يكي از بازيكنان پيشين خارجي، با حكم فيفا از تيم كاسته شد و پرسپوليس مجبور شد مجدد براي قهرماني بجنگد.
به هر حال، به تمامي طرفداران تيم پرسپوليس اين پيروزي را تبريك مي‌گويم.

Thursday, May 15, 2008

مسابقات شطرنج ام.‌تل‌ مسترز

در حال حاضر مسابقات "ام‌.تل مسترز" بلغارستان در جريان است و هر روز اين مسابقات را به صورت زنده دنبال مي‌كنم. ايوانچوك بزرگ از شش دور مسابقه تنها نيم امتياز از دست داده و پنج بازي ديگر را مقتدرانه برده است. تمامي كارشناسان از نتايج به دست آمده متعجب هستند و بعيد به نظر مي‌رسد توپالف- استاد بزرگ بلغاري- در كشور خود بتواند از عنوان قهرماني ساله گذشته‌اش در اين دوره از مسابقات دفاع كند. هم‌اكنون كه دارم اين چند خط را مي‌نويسم بازي بين توپالف و ايوانچوك در جريان است كه مسابقه بسيار حساس و سرنوشت سازي است. يكي از مفسران اين مسابقات هم بوريس اسپاسكي قهرمان اسبق جهان است.
به راستي، ممنون اين تكنولوژي هستم كه مي‌توانم هم استادان بزرگ را و هم بازي‌هايشان را زنده ببينم و دنبال كنم. شما هم اگر علاقمند به شطرنج هستيد مي‌توانيد از طريق اين سايت بازي‌ها را دنبال كنيد.

Monday, May 12, 2008

...

اين روزها خودم را بسته‌ام به شطرنج و اگر ممكن شود قصد دارم در مسابقات قهرماني تهران شركت كنم. به همين خاطر بايد خودم را براي مسابقات آماده كنم. براي كسي كه بيش از چهارده سال از مسابقه‌اي رسمي دور بوده شركت مجدد و تمرين براي مسابقه خيلي سخت است.

Friday, May 2, 2008

اعتراف رسمي به تبعيض

ديروز چند خطي درباره نمايشگاه كتاب نوشتم و اينكه بسياري از ناشران كه با آنان صحبت ‌كردم، از تبعيض در تقسيم فضاي نمايشگاه بين ناشران گله كردند. دقايقي پيش در خبرگزاري فارس خبري منتشر شد مبني بر اينكه رئيس نمايشگاه كتاب تهران اعتراف كرده كه غرفه‌هاي واگذار شده متناسب با خواسته ناشران بزرگ نيست و دستورالعمل واگذاري غرفه‌ها مشكل دارد و بايد اصلاح شود.
خبر كامل را بخوانيد: (لينك خبر در خبرگزاري فارس)

پرويز: آئين‌نامه واگذاري غرفه به ناشران تغيير مي‌كند

خبرگزاري فارس: محسن پرويز در واكنش به اعتراض ناشران در خصوص كوچكي غرفه‌ها گفت: ناشران حق دارند چرا كه دستورالعمل واگذاري غرفه به ناشران مشكل دارد و آئين‌نامه جديدي براي تغيير روش واگذاري غرفه در در حال تدوين است.
به گزارش خبرنگار كتاب فارس، كوچكي غرفه‌ها در سالن شبستان باعث اعتراض و گلايه بسياري از ناشران قديمي و پر كار شده است.
پيش از اين محمود سالاري، مدير كميته ناشران داخلي اعلام كرده بود به ازاي هر 10 عنوان كتاب يك متر مربع فضا در اختيار ناشران قرار داده مي‌شود.
محسن پرويز از سوي ديگر گفته بود به ازاي هر 7 يا 8 عنوان كتاب يك متر مربع فضا در اختيار ناشران گذاشته‌ايم.
اين اظهارات در حالي صورت مي‌گيرد كه برخي از ناشران عناوين چند جلدي با خود به نمايشگاه آورده‌اند و وزارت ارشاد همه اين كتاب‌ها را يك عنوان حساب كرده است.
رامسري، مسئول انتشارات معين كه با انتشارات مازيار در يك غرفه حضور دارند، گفت: مجموعه ايران‌شناسي و كتاب كوچه را يك عنوان به حساب آورده‌اند در حالي كه هر دوره از اين كتاب‌ها خود غرفه‌اي به اندازه غرفه فعلي مي‌خواهد.
انتشارات امام عصر نيز به نمايندگي از ناشران خرم، كتاب سعدي و نقش نگين در نمايشگاه كتاب شركت كرده است.
به گفته اين ناشر، اختصاص 9 متر غرفه براي ارائه 140 عنوان كتاب عادلانه نيست.
انتشارات افق سال 1369 تأسيس شده و تا سال 85 مجموعاً 815 عنوان كتاب منتشر كرده است. اين ناشر از نمايشگاه كتاب سال گذشته تا نمايشگاه كتاب امسال 98 عنوان كتاب منتشر كرده است. با اين حال نسبت به غرفه كوچك خود در نمايشگاه كتاب معترض است و آن را عادلانه نمي‌داند.
نشر ني، سال 1363 تأسيس شده و تعداد كتاب‌هايي كه تا سال 1385 منتشر كرده 1768 عنوان است. اين ناشر نيز از نمايشگاه كتاب سال گذشته تا نمايشگاه كتاب امسال 68 عنوان كتاب منتشر كرده است. با اين حال متراژ غرفه‌اي كه به او اختصاص داده شده در مقايسه با نشر افق بسيار بيشتر است.
محمدحسين صفارهرندي، وزير ارشاد شب گذشته در برنامه گفت‌و‌گوي ويژه خبري در شبكه دو سيما اختصاص غرفه به ناشران را بر اساس ارزيابي‌هاي ارشاد از فعاليت يك ساله مؤسسات انتشاراتي عنوان كرد.
وزير ارشاد درباره چگونگي اين ارزيابي‌ها توضيحاتي نداد.
امروز محسن پرويز، رئيس نمايشگاه كتاب تهران در گفت‌وگو با خبرنگار كتاب فارس، گفت: قبول داريم كه دستورالعمل واگذاري غرفه به ناشران مشكل دارد و تاكنون مراجعه به خود من براي اين مشكل زياد بوده و برخي از اشكالات هم منطقي است.
به گفته پرويز، واگذاري غرفه 12 متري به يك ناشر با سابقه 40 ساله درست نيست.
وي گفت: اين ناشر بنا به دلايلي ممكن است طي اين دو سه سال كتابي منتشر نكرده باشد. آيا ما نبايد شأن 40 ساله او را حفظ كنيم.
پرويز همچنين با تفاوت قائل شدن بين يك ناشر بازاري و يك ناشر جدي گفت: بايد بين كسي كه صد عنوان كتاب بازاري چاپ كرده با كسي كه صد عنوان كتاب جدي و فاخر منتشر كرده تفاوتي قائل شد.
به گفته وي، بر همين اساس بايد مسائل ديگري را غير از 40 عنوان كتاب در واگذاري غرفه به ناشران لحاظ كرد.
يكي از ملاك‌هاي واگذاري غرفه به ناشران انتشار 40 عنوان كتاب از سال 84 تاكنون است.
انتشارات خوارزمي، به واسطه انتشار كتاب‌هاي مرجع و تأثيرگذار در بين ناشران تهراني شهرت خاصي دارد. اين مؤسسه انتشاراتي سال 1347 تأسيس شده و تا سال 1385 طي 38 سال توانسته 273 عنوان كتاب در حوزه‌هاي مختلف منتشر كند.
خوارزمي بعد از سه سال غيبت از نمايشگاه كتاب تهران، امسال در اين رويداد فرهنگي شركت كرده است. با اين حال هيچ كتاب چاپ اولي به اين نمايشگاه نياورده ولي غرفه نسبتاً خوبي در اختيار دارد.
پرويز تأكيد كرد با توجه به اين مشكلات دستورالعمل جديدي براي واگذاري غرفه به ناشراني كه مي‌خواهند در نمايشگاه كتاب شركت كنند در حال تدوين است.

Thursday, May 1, 2008

نمايشگاه بين‌المللي كتاب يا كتب قرآني؟

امروز بعدازظهر سري به نمايشگاه كتاب زدم. اولين روزش بود و مي‌شد آخرين انتشارات را ديد، ولي كتاب خاصي نديدم و همه همان نشرهاي سال‌هاي گذشته بود كه ناشران آنها را مجدد به نمايش گذاشته‌اند. البته حق هم دارند و با محدوديت‌هايي كه صفارخان هرندي – وزير بسيار فرهنگي ارشاد- براي ناشران بوجود آورده، چه انتظاري بيش از اين مي‌توان داشت؟!

صفارخان علاوه بر فشار به بيشتر ناشران بزرگ از براي چاپ كتب جديد، در نمايشگاه امسال بيشتر از نه متر مربع فضا به آنان اختصاص نداده و اغلب انتشارات معروف از نبود فضاي كافي در نمايشگاه رنج مي‌برند. امروز كه با غرفه‌دار انتشارات نگاه صحبت مي‌كردم، گله داشت كه بابت همين محدوديت فضا تنها سي‌درصد كتبي را كه از طرف ارشاد مجوز فروش در نمايشگاه دارند، توانستند به معرض نمايش براي عموم بگذارند. ديگر ناشران از جمله نشر مرواريد نيز به همين وضع دچار شده‌اند و در عوض وضع ناشران قرآني در نمايشگاه امسال بسيار مناسب است و هر كدام بدون آثار مورد توجه و مفيدي، دست‌كم بيست الي سي مترمربع از فضاي نمايشگاه را در سالن‌هاي اصلي اشغال كرده‌اند.

به نظر مي‌رسد اوضاع در بخش ناشران خارجي از بخش داخلي هم بدتر است و با گشتي كه در روز اول زدم كه بايد بهترين و مطلوب‌ترين كتب در غرفه‌ها خودنمايي كند، حداقل در بخش هنر و كتب ارائه شده درباره هنر بسيار ضعيف و بي‌مايه است.

البته حرجي بر وزارت ارشاد دولت نهم نيست و همين كه هنوز نمايشگاه كتاب برپاست و حداقل به اسم هم برپاست، جاي شكر دارد، وگرنه كه انتظار ما از مراجع تقليد دولت نهم اين است كه رسما فتوي به تبديل و تغيير نام نمايشگاه بين‌المللي كتاب به نمايشگاه بين‌المللي كتب قرآني دهند.

Monday, April 28, 2008

تجربه من از عشق امروزي

وقتي كسي كه در نظرت همه چي ست، فرو مي ريزد، چه حالي پيدا مي‌كنيد؟ كسي كه براي مدتها او را چهره‌اي زيبا و رويايي مي‌پنداشتيد كه تمام خيالات‌تان را همراه دارد و حال كه نقاب‌اش مي‌افتد، درمي‌يابيد نه تنها چنين نيست كه ضد روياهاي‌تان است.
اين روزها به همين حال افتاده‌ام و كسي كه در نظرم خيلي روشن مي‌نمود، امروز خود را سياه‌تر از تاريكي عيان كرده است و آن نيست كه مي‌پنداشتم.
هر كس در زندگي شخصي خود عشقي در سر مي‌پروراند. من نيز تا چندي پيش عاشق دختري بودم و بسيار دوست‌اش داشتم. البته معترفم كه نسبت به آن دختر، آن طور كه عرف جوانان امروز گشته، رفتار نكردم. چون اساسا در اين مورد بسيار آماتور هستم و سياست‌اش را نمي‌دانم. درحالي كه در جامعه ما ظاهرا جا افتاده كه بايد با نسل جوان دختران ايراني رفتار ويژه‌اي داشت و حاشيه‌هاي‌شان را شناخت و به دقت برخورد كرد.
چيزي كه متاسفانه حتي پسرها نيز در داخل ايران به آن گرفتار شده‌اند، سركوب دختران ايراني ست چه از جانب حكومت و چه از طرف خانواده‌هايشان كه آنان را مرعوب و دچار ناهنجاري‌هاي اجتماعي بسيار كرده كه متاسفانه شاهديم اكثريت دختران داخل ايران به اين معضل دچار شده‌اند.
دختري كه دوست داشتم نيز چنين بود و به هيچ رو نمي‌توانستم او را از حالات افسردگي و مرعوبيتي كه داشت، خارج كنم و به شدت در افكار و رفتارش تاثير گذاشته بود. تعريفي از زندگي نداشت و اساسا در يك سردرگمي بزرگ گرفتار بود. هيچ چيز خوشحال‌اش نمي‌كرد و چنان نفرت از دنياي اطراف وجودش را در بر گرفته بود كه در اطرافيان خود نيز اثر منفي مي‌انداخت. ديگر نمي‌دانستم چطور بايد با او برخورد كنم و به هيجان‌اش آورم و ناتواني از اينكه نمي‌توانستم استقلال فكري‌‌اش را بهش برگردانم، من را نيز خسته كرده بود.
او در يك كلام نمي‌توانست عاشق شود. اصلا ياد نگرفته بود چطور بايد عاشق شد و حق هم داشت چون نه جامعه اسلامي با او مهربان بوده و يادش داده است و نه خانواده كه تمام اميال‌اش را به شدت سركوب كرده و او را در حقيقت ترور شخصيت كرده است.
براي بيشتر رفقايم نيز چنين اتفاقي افتاده است و آنان نيز به اين گرفتاري افتاده‌اند. نمي‌خواهم تمام ايرادات را به گردن دختران ايراني بيندازم كه اساسا آنان هيچ گناهي ندارند كه در درجه اول ايراد در نگاه مردسالار خود ماست كه به واقع معلول قوانين اسلامي ست كه زن را نصف مرد مي‌داند و حكومت هم بر مبناي قوانين ديني بنا گشته و خب جامعه را وادار به تمكين از آن كه در نهايت در اين سي‌سال تحقير زنان تئوريزه و شرعي شده است. البته نگاه مردسالارانه در جامعه ما به همان حمله اسلام به تمدن اصيل ايران باستان برمي‌گردد، اما پس از انقلاب اسلامي اين نگاه حكومتي شد و امروزه روز من و امثالم بعضا با دختراني روبرو مي‌شويم كه حتي توانايي شناخت خود را نيز ندارند و نمي‌توانند پيدا كنند، چه رسد به دنياي پيرامون كه در نهايت پس از كلي تجربه ناموفق در عشق، تسليم گرگ مرداني مي‌شوند كه خوراك شان چنين دختراني ست.
قبل از اينكه عاشق شوم، دنياي بي‌دغدغه‌اي داشتم و سرم در كار و درس و مطالعه بود و از وقتي به اين عشق عاشق سوز افتادم، راندمان فعاليتم‌ به نصف و حتي كمتر رسيد و بيشتر ذهنم را عشق و دنياي آن اشغال كرد. اما امروز كه آن دختر تركم كرده و رفته است با افكار پريشان خويش، احساس مي‌كنم حالم بهتر شده و خوشحالم كه دارم به روزهاي پرفعاليت گذشته‌ام برمي‌گردم و شور و شوق جواني پيدا مي‌كنم كه هميشه تشنه مطالعه است و گرافيك زنده نگه‌اش مي‌دارد و مي‌ميرد براي عكاسي خبري و با تماشاي بازي شطرنج بزرگان جهان به هيجان مي‌آيد.
احساس مي‌كنم دنياي بي‌عشق قشنگ‌تر است و فارغ شدن از تمام حاشيه‌هايي كه دختران امروزي دارند و عشق به ساير زيبايي‌هاي دنيا، بسيار شيرين‌تر و پاك‌تر از عشق ورزيدن به دختران نسل بعد از انقلاب است.
تجربه من از عشق كه چنين بود و نگاهم نيز به آن چنين گشته است.